مانی امشب به من پیام داد
اون گفت که خیلی دوستم داره
گفت منو ، فقط منو............خودش میدونه
احساس میکنم مانی رو خیلی دوست دارم
این حس ، یه جور حسی هست که ،خدا بهم کمک کرد بهش برسم
من حالا مانی رو بهتر درک میکنم اون در یک اسارت هست ، مانی اسیر هست
خدایا مانی رو از اسارت نجات بده
من و اون هیچوقت نمیتونیم همدیگر رو ببینیم
اما اگه تو اونو نجات بدهی ، من و اون میتونیم تا آخر عمر با هم باشیم ،
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
آدم تو هوای سرد خیلی دلش میگیره
امشب خیلی دلتنگم
مانی که نیست من خیلی دلتنگم
خوابم نمیبره
و دعای فرج رو زمزمه میکنم
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
مهمی به من سید
ح ،ح است
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
اما هیچ شیعه ای هم وجود نداره
اگه شیعه ای وجود داشت
گناه وجود نداشت
خدایا من برای آدمهایی که به من بد کردند مجازات میطلبم
ازش نگذر . خودت میدونی کیو میگم .
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
چون ترم مهمی پیش رو دارم ، از مسیح ، عیسی بن مریم ، یاری میطلبم
روزی منجی خواهد آمد
همان روزی که مسیح ، عیسی بن مریم نیز به همراه منجی خواهد آمد
در آن روز زمین پر از عدل و صفاست
و دیگر هیچ کس نخواهد توانست نفس محترمی را که خدا آفرید برنجاند، در آن روز رحمت خدا در همه جا گسترده است و شامل حال زندگان و مردگان خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
من ضعیفترم وقتی سربرج اون حسابش پر از پوله ومن دستم خالیست
من ضعیفترم وقتی اون صبحها میره محل کارش و من تو خونه می مونم و همه بهم بی احترامی میکنن
من ضعیفترم از خواهرم
من همه جوره از اون ضعیفترم
واون همه جوره اذیتم میکنه
خدایا ببخشش
من باید تحمل کنم اون خواهر منه
انتخاب تو این بوده که اون خواهرم باشه
خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
هوا دلگیر است
خواب از سرم پریده
حال دلم خوب نیست
اما خدا بزرگ است
می دانم که خدا کمکم می کند
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی
باورم نمیشه من اشتباه کردم
اما مانی منو متوجه رفتارم کرد
با حرفهاش به من قبولوند که حرفهایی که گفتم اشتباه بوده
خدای من ،نمیدونستم بخندم یا گریه کنم
من ازخدا که تو را آفرید ممنوووونم ماااانیییی
هر چند از هم دوریم و همو نمیتونیم ببینیم اما باز هم از خدا ممنونم
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی